تبلیغات اینترنتیclose
می آوردند سخت ای دوست به چشم من و تو(سیاوش کسرایی )
پیچک ( سیاوش کسرایی )
شعر و ادب پارسی




امتياز : | نظر شما : | لينك ثابت



نوشته شده در تاريخ دوشنبه 24 مهر 1396 توسط سید مجتبی محمدی

بینایی
**
می آوردند 
سخت ای دوست به چشم من و تو 
که ز ایینه بسی نقش پذیراتر بود 
چشم بندی کردند 
آسمان را به زمین آوردند 
و زمین را چون مرغ 
به هوا پر دادند 
چشم بندی کردند 
و در این معرکه ما 
هر چه را دیگر چیزی دیدیم 
هر چه را دیگر چیزی خواندیم 
راست گفتیم ولی راست نیامد به درست 
از سراشیبی این گردنه لغزنده 
کور رهیاب که از دست و دل خویش مدد می گیرد 
به سلامت بگذشت 
و تو و من ای جان 
اندر امید آن آتش افروختنی بر سر کوه 
در تک تاریک دره هول 
بینوار ماندیم 
شب جادو را دیدی به سمندش که از این خطه گذشت 
و گیاه و گل این واحه به نعلش کوبید 
خیز و کنون که به دشت 
صبح شبنم زده ای می دمد و از دورادور 
بار دیگر با من 
این جهان را بر چشم اندازی شسته ببین 
و ببین 
این گل تازه که در پنجره ام می شکفد خواب آلود


سیاوش کسرایی

 



امتياز : 0| نظر شما : 1 2 3 4 5 6 | لينك ثابت

موضوع : اشعار سیاوش کسرایی -6, | بازديد : 14